|
|
|
|
|
بهتره که از همون روز منور شدن عالم وبلاگ به بلاگر های شنگولی چون ما شروع کنیم.از همون روزی که در پی سرعت های سر به فلک کشیده ی سیستم های این شنگولستان جبه ی مبارک رایانه ی خود را ماچیده نوکر همان سرعت 20 خود شدیم.خصوصا که موس های سالن ما از اون فیسکول های وسط موس ندارند ما خود به شخصه نوکر همان ریز نقش پر نقش هم گشتیم که ای بابا این هم خودش دنیایی ست بس ناشناخته! خلاصه اون روز با هر مکافاتی از قبیل اجنه,ارواح پلیدوپلشت وامواج منفی که بر ما نازل گشته بود آپ نمودیم و سریعا با سرعتی که به سوی ماورای صوت میل داشت به سمت سرویس هایی که شاید شما ندانید تا چه حد گرانبهاست حرکت نمودیم حرکتی از نوع دویدن ان هم به طوریکه بلوا با دهان روزه و غوغا با دهان روزه خوار. القصه پس از این همه تلاش و کوشش جهت جا نماندن (لازم به ذکر است اگر جانداری از این سرویس گرانمایه جا بماند بر حسب تمایل می تواند یکی از موارد زیر را جهت بالاخره به مقصد رسیدن به مکان و مقصدی که شنگولستان نباشد انتخاب کند. 1) یک ساعت انتظار در ایستگاهی که غیر از فقدان صندلی آکنده از یک عده شنگول واقعی است. 2)یک ربع انتظار در ایستگاه مذبور جهت فرا رسیدن اتوبوس داخلی و پس از تحمل تمام این مصیبت ها رسیدن به سر جاده (که آن هم برای خود کلی بد بختی دارد چون غیر از طی نمودن بسیار پله و گذشتن از پلی سخت تر از صراط چرا که اگه از صراط بیفتی می دونی عازم جهنمی ولی اگه از اینجا بیفتی به جهنم هم رات نمی دن)و تحمل رایحه ای بس فجیع تر از رایحه ی ناگوار و فجیعی که به عمر خود استشمام نکرده اید گیر اوردن اتومبیلی که ترا به ان خانه و کاشانه برساند دقیقا کار حضرت فیل می باشد. 3)جهت سوار آن اتوبوس های زاقارت نشدن پیاده گز کردن تا سر جاده و سپس طی نمودن مراحل مذکور 4)شما به سان یک شنگول محترم می توانید اصلا همانجا در همان بیابان بمانید و خیال خانه رفتن را از بیخ از مخلیه ی خود خارج نمایید چون خداییش هیچ رقمه ارزششو نداره.) راه سرویس پیش گرفتن ما همان و حرکت نمودن سرویس مملو از جمعیت همان و با بدبختی به سرویس رسیدن همان.ما که در اتوبوس را چُسُبیدیم و با لابه و التماس راننده دلش به حال ما سوخت و ما سرمست و کیفولی از موفقیتمان در سوار شدن سرویس روی همان پله ی اول ایستادیم و تا دلتان بخواهد سکته کردیم که مثل آن دختره ی بنده خدای بد بخت کله پا نشده و نفله نشویم(تا حالا وایستادین روی پله ی اول اتوبوس؟؟؟؟؟؟؟؟) و بیچاره ما تازه شنگولان که از بس عاشق این وسیله ی همگانی شده ایم هر ساعت و هرکجا یی اتوبوسی را رویت می کنیم با سرعت به سویش می دویم تا جایی پیدا نماییم برای نشستن و بعد از چند دقیقه که مطمئن شدیم که نشسته ایم می فهمیم این که سرویس ما نیست آخه ما نشسته ایم!!!!!!!!! و بالاخره در آخر بسیار ممنون و سپاسگزار و شاکریم و کلی عشقو حال و صفا کردیم که ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین همه ما رو تحویل گرفتیدما جالب تر از قبل بر می گردیم فکرهای جالب و قشنگ و زیبا و شکیلی در ذهن مبارک می پرورانیم. پی نوشت:چون ممکنه که ما مطالبی رو با اشاره به شنگول های محترم بنویسیم اسممون رو پنهون می کنیم که نکنه یهو در پی بالا بردن فرهنگ و تعالی کشور شهید شیم پس لطفا در نظرات اسم ما رو ننویسین. دوست دار همگی شما می باشیم و از راه دور مممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ ( برای اینکه مشکل منکراتی پیش نیاد لازم به ذکر است وصول ماچ جهت مونثات محترمه بود ) با تشکر |
||